خرید بک لینک
يكي خيانت ميكنه و يكي حماقت! من الان اون آقا خره هستم! مرد اونه كه به اشتباهش اعتراف كنه... اول احترام، بعد بقيه چيزا... نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۸ساعت 22:26 توسط احمق ترين پسر دنيا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 15 فروردين 1400 ساعت: 22:28

يكي خيانت ميكنه و يكي حماقت! من الان اون آقا خره هستم! مرد اونه كه به اشتباهش اعتراف كنه... اين قصه سر دراز دارد!!!!! نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۸ساعت 0:9 توسط احمق ترين پسر دنيا| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 15 فروردين 1400 ساعت: 22:28

يكي خيانت ميكنه و يكي حماقت! من الان اون آقا خره هستم! مرد اونه كه به اشتباهش اعتراف كنه... شب جمعتون بخير اين پست آپديت ميشود نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۸ساعت 1:1 توسط احمق ترين پسر دنيا| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 15 فروردين 1400 ساعت: 22:28

نه!

حرف الكي به درد نميخوره.

وقتي يه چيزي واست مهمه بايد عمل كني...

اين ارزش داره و قابل تحسينه!

اين پست آپديت ميشه

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:08

شنيدين ميگن از هرچي بدم مياد، سرم مياد؟

حالا داستان ما شده

تموم كن اين بي احترامي رو!

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:08

آرامش قبل از طوفان؟

آيا طوفان در راه است؟

بريد بخوابيد

شب خوش...

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:08

امشب فقط دوتا عكس داريم!

نه مهمون داريم و نه داستان!

فقط دوتا دونه عكس!

دوتا عكس خاص...

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:08

ديشب هشدار داده بودم!

اين پست و پست قبلي آپديت ميشوند


برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:08

خيلي خيلي خيلي زود هم مهمون اول رو دعوت ميكنم

هم ماجراهايي كه گفتم نوشتم و آمادست بعلاوه يه ماجراي ديگه رو اينجا ميزارم

و هم عكس هايي كه تا الان گذاشتم رو واضح ميكنم!

شبتون در كنار معشوقه هاتون خوش

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:08

خب همونطور كه گفته بودم قراره معارفه داشته باشيم.اما از خود فرد مورد نظر شروع نميكنم!امروز يه اتفاقي افتاد و يه حرفي شنيدم كه خونم به جوش اومد.به همين خاطر يه پست آماده كردم كه اينجا بزارم تا معارفه رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:58

پست قبلي كه ديشب گفتم سر جاش هست!ولي امشب هم نميزارمش فعلااون دختر موزي و هفت خط رو كه يادتونه ديگه؟همون قهرمان داستانمون!!نميدونم چرا نميخواد قبول كنه بايد!!! بايد!! بايد!! پاي حرفهايي كه زده و كارايادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:58

اين دختره فكر كرده چون گفتم بازي شروعه و چون از لفظ بازي استفاده كردم، معنيش اينه كه همش الكي و شوخيه...هه...نه دختر جون!اين بازي كاملا جدددديه!!عكس پايين به زودي اديت و واضح تر ميشه!زماني كه عكس كاملادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:58

خداييش زشت نيست كه پسر بنده خدا با يه اعصاب داغون و ناراحت و مريض شبو تا صبح تو فكر دختره باشه و اون دختر خيلي راحت بگيره بخوابه بيخياله همه چيز؟؟؟

زشت نيست؟؟

اصلا شما بگيد!!

درسته پسره احمقه اما زشت نيست اين كار دختر؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:58

وقتي يه نفر ناراحت و عصبانيه به جاي اينكه انگولكش كنيد تا بيشتر سگ بشه، به حرفش گوش بدين و هرچي كه گفت فقط بگيد چشم!

بخاطر خودتون ميگما!

وگرنه هركاري دوست داريد بكنيد

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:58

اكه به دل من باشه دوست دارم همين امشب تمام فاز بازي كه مربوط به دنياي مجازي ميشه رو تا آخر برمفردا هم اونايي كه بايد دعوت بشن، همه رو دعوت كنم تا پس فردا فاز بازي تو دنياي واقعي شروع بشه و اتفاقات بزرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:58

صفحه بندی